♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خدای منی می دانم نیستی اما صدایت می زنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قید تنهایی را می زنم به شرطی که فاعل باشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها وقتی به یاد تو می افتم نمی شکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کرمی که در من لانه داشت تازه فهمیده است سیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناهی نداری اتهام تو بی خیالی نیست!!! من دریام به خودم هم که بپیچم تو فکر می کنی چه موجهای بلند و زیبایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبت کافه ای ست که پشت بار کوچکش مست می کنم درست همان لحظه که چشمانت برق میزند و بار سنگین هستی از شانه هایم می افتد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا سر کلاغها فریاد می زنی وقتی پایان هیچ کدام از قصه های تازه خانه ای نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت است در كلبه ای كه تارو پودش دلتنگی است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساس عجیبی ست حضور سایه قدم هایت پشت سر قدم هایم وهوایی که تنفس میکنم این روزها ،بوی تورا میدهد احساس می کنم تو هم دلتنگ منی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرم خیلی درد میکنه امشب..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق، چیز عجیبی نیست! عـــــــــزیز دلــــــــــــم، همین است که من، دلـم بگیــــــرد، و تو... نفست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شايد پيشاني نوشت من هميشه انتظار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درختها چه زود به گریه می افتند.... پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن نداشت....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .