♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الله اکبر برشب های بی پناهی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش مي شد ببينمت سهراب...من خسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شــــــعرمن براي توست ... چشم هاي من به مـــــــــاه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي خواهــــــــــم يک دلِ ســـــــــير درسبکي بادها برقصم....... وبي خيـــــــــالِ يخ نگاه هاي خـــــــــيره روياهاي منجــــــــمد م را بردارم و دل به آتشي بزنم از عشـــــــق تا خاکســــــــــــــتر..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــــي موج مي زند هي موج مي زنـــــــــــد هي مـــــــــــــــــــوج........بر ساحل تنهایی دریا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همين براي من کافـــــــــي ست که شعر را دوســـــــت داشته باشي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشـــــــــت قدم هايم حتي آجـــــــــرها هم ســـــــبز مي شدند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همین که بی خبر از تو نباشم از اول آرزوی آخرم بود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی چیزها باب میل من است ولی حق من نیست . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقتها که روی نیمکت تنهایی ام می نشینم ... آن زمان که قلبم پر از غوغای رها شدن است ... تنها خواهش دلم حضور کسی است در کنار من ... روی این نمیکت ... نه کلامی می خواهم ... نه نگاهی که محسور کند مرا ... تنها صدای آرام بخش یک نفس کا[!]ت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــــــــــــرا تـــــــــــــنها تو نــــــــــــگذار....اگر خوب و اگر بد باشی تبش حس من این است که باید باشی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من وجود دارم...اما برای تنهایی دیوارهای اتاق.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخم که عمیق شود ، بیداری ِ دل ، درد دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمان مبر همیشه حوالی خواب های تو بیدارم گمان مبر که همیشه عاشقانه می نویسم و می خوانمت عشـــــــــــــــــق ... به زخم که برسد ، سکوت می شود ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد کا[!]ت "خورشید" نمی خواهم تو را پنهان می خواهم برای خودم تنها برای خودم و من می اندیشم ... چه بهانه قشنگی ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .