♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم باید یکیو داشته باشه که وقتی نگاش میکنه دلش یه جوری بشه .....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا....این بار حواست را جمع کن ...انسانیت را به تکه ای هوس نسوزان ....و به زمین تبعید نکن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق تنها حادثه دردناکی ست که هیچ کس بیمه اش نمی کند .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هم آرزو هایی داشتم،...رویای من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سفر کرده ای دارم که یادم رفته........ آب پشت پایش بریزم........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوار شو!!!من تو را هم به خانه ات میرسانم با بال هایم..اگر چه شکسته ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من با دل بازی میکنم....... بگذار تا ابد بازنده ات باشم.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میشمارم دانه دانه باران را....... در خیابانهای بی تو............ وقتی آوار می شود............ جنونی که تازگی ندارد.... بر سرم..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا میکنم تو را ......... این جان که میگویی....... جانم را میگیرد..... نزن این حرف ها را.... دل من جنبه ندارد....... موقعی که نیستی...... دمار از روزگارم در می آورد!!لعنتی..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .