#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
دیشب تنهایی ام تا نوک مدادت آمده بود اگر می نوشتی ام! اگر می نوشتی ام!
انگشت های من در تب واژه ها آرام آرام پـیر می شوند.
مرسییی
روزی اگر گل مغرور زیباییش شد چشمانم قهر خواهد کرد
کجایی . . .؟
بچت چقد نازه
میذاری گازش بگیرم؟
بگیر.....
میدانی؟ هربار که میایستم هربار که زندگی میگذرد هربار هربار یادم میافتد هنوز چقدر حرفهای نزده داریم چقدر من چقدر تو هنوز کنار هم ننشستهایم و... راستی! اینجا چقدر جای تو خالیاست.......
بــگذار همــه ی مــن برود و تو بیـــایی بـــگذار مـَن در مَــن بــمیرد وُ تو زنـــده شوی و این چـــونین خودخواهــی هایم بســـوزد و عشــق چو ققـــنوسی ســر براورد بگــــذار این مَــن ِ مَــن برود بگــــذار تــو بیــــایــی . . .! مــــــــن ﺯخمــــــــﻬﺎﯼ ﺑﯽ نظـــیــری ﺑﻪ دل ﺩﺍﺭﻡ ! ﺍﻣﺎ تـــــــــو !! مهــــرﺑﺎن تــــرﯾﻨﺸﺎﻥ بــوﺩﯼ .... عمیــ ـــــق تـــرﯾن ؛ و ... عـــزیـــــﺯتـرﯾن . . .!
مادر . . . تپش های قلب مرا می شنوی که از کهکشان های دور از پیش خدا . . . برایت نجوا می شود ؟ من پیش از این ها آماده ام تو هم هستی . . . ؟ راستی این روز ها مواظب پدر هستی ... ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .