♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقی چقدر به غم ها میاد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی همه چیز برای غمگین شدن مهیاست .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم های سنجدی ات توی آینه ، خنده های سیب پای سمنو و آرزوهایی که برای من کاشته ای .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.....وقتی چشمانت رامی بندی،نگاهم تنها می ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلت بی انتها تنگه، شاکی از این دنیای بی منطق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براستی که ما ناچیزیم واین چیزی بود که دوستم....امروز صبح به من گفت ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغا.....چرا فقط ما نمی توانیم عکس ارسال کنیم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرسه های شبانه در استوای مجازی .......رو در روی اینه دوچشم زاینده اشک وخون....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به باغ شعرها قدم که می گذاری خارواژهها هم شکوفه می دهند ! بگو چنین دم بهاری را از کدام مسیحا عطا گرفته ای باغبان ؟ !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز یک پر دیگر مانده است اما سیمرغ عشق من حاضر نخواهد شد شاید این پر دروغی بیش نیست شاید این شعله ی کوچک ... ... که آتش زده بر جانم شاید عشق !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواندمت اما از فرشته های حسود ترسیدم که تو را به جرم اینکه من تو را بوییدم؛ از رویای عاشقانه ات بیدار کنند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .