♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جان کندن سختی ست غرق شدن در احساسات و واژاه های واقعی ....در فضای مجازی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران تویی....................کلمهها دیوارند و دوست داشتنات پرندهای گیر افتاده در اتاق..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتی بدون من و این بازی هم تمام شد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با غضب چشمهایت ملحدم مکن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امسال زمستون که برف بارید.... دستش رو بگیرید... بزنید بیرون از خونه... برید زیر برف...ببوسیدش...ببوسیدش...ببوسیدش!... کی میدونه...شاید این آخرین برف دنیا باشه!... ... شاید آخرین برف دنیای دو نفرتون باشه!!... نذارید حسرت بوسیدنش زیر برف تو دلتون بمونه!!!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وجود 17 میلیارد سیاره بیگانه شبه زمین در کهکشان راه شیری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگی بزرگ سری زخمی دلی دلواپس و چشمی بی فروغ و فریاد های بی صدا ... این منم مردی در انتهای سکوت زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه های خسته غرور من ...تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است " دردهای پوستی کجا؟ دردهای دوستــــی کجا؟..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"شهر به این دراندشتی یک سقف ندارد برای آرام گرفتن عاشقانه های ما"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای از تو گفتن یک ترانه و غزل کم است باید دست به کار شوم شاهنامه ای برای چشم هایت انتظار تولدم را می کشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نشسته ام توی اتاقم که بی هوا می آید باران را می گویم مثلِ تو که بی هوا آمدی حالا اینکه باران بی هوا برود حرفی نیست وای از وقتی که تو قصد رفتن کنی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابن خانه باید تو را داشته باشد.....نباشی ...خانه نیست ....مرگ تدریجی ست.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .