♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم.... ×همان که میزنی کافی است× × اگرهم نمیخواهی اجباری نیست به کار×
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرمنده میکنی.... گاهی در خواب به من سرمیزنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامشـی... باعث فـروپاشـیِ چـیزی در درونـم شد که هنوز هم ویـران است! و این حرف های نم کشیده... یادبـودی است برای همان ویـرانِ نـاآبـادِ مبهم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .