♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان تنهایهایم رد پای کسی جا مانده که برای آمدنش .. اجازه ایی نگرفته بود..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب دیدم زندگی به مویی بند است؛ هدهد می خواندو آدم ها قلب هایشان را در دست دارند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب یلداست دلم در خواب پروانه شدن بود ولی افسوس دلم در اوج رفتن روبه شمعی سوخت و من نالان کنار سفره ای از عشق خالی … شبی مایوس و سرگردان دارم امشب...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .