♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه شماری می کنم اعداد بی نهایند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمی گویم : دوست داشته باشی مرا فقط ، لگد کوب نکنی خاطرات مرا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر می خواستم بامن که حرف می زدی در آخر واژه "عزیز" "م " می آوردی افسوس حرفها تمام شد همیشه جای "م " خالی ماند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب به بالکن رفتم ..رو به دریا ایستادم...سوسوی فانوس ماهیگیران خزر را دیدم .....دلم بر ماهی های تنها سوخت ...اشک ریختم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه هایم را تقدیم تو کردم ...عطر کافور بر مزارم کردی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش مثل هر خداحافظ امیدی بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من .تنهایی..تیغ...خون...سیاهی........سفر...بی پناهی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده نیامدی که چنین ساده بگذرم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مست می و تو یک دو غزل باده پیمانه ....شوریست افتادن دل در غم رندان این یک دو پیمانه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیگر مخاطبی ندارم ....مخاطب نازنین من ...مثل یک جرعه آب خنک در عطش تیرماه ...مرا نوشید ورفت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار باز کرده اند آغاز مرغان خسته از پرواز کوچ و پرسه زنی را...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .