♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من قبیله ام را گم نکرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه لحظه آخر خدا نزدیک تر میشه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببخش كه هنوز به سردي نگاهت عادت نكرده ام........ و حالا ديگر به من نگاه نكن كه لگدهاي نگاهت مرا له مي كند........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خلـــــــــــوت ســـــــرد ایــن اتــــاق دنیــــایـم را بـا تـــــــــــــــــــــو گــــرم گــــرم نقــــــــاشـی مـی کنـــــــــــــــــــــــــم درختــــی مـی کشـــــــم بلنـــــــــــد بـه بلنــــــــدای قــــامت ســــــــرو مـــاننـدت گلــــی مـی کشـــــــــــم ســــــــرخ بـه سـرخــــــــی لبـــان عــــــــاشقت رنگیــــن کمــانـی مـی کشــــم رنگیــــن بـه رنگینـــی روزهــــــای شـــاد بـا تـــــــــو بـــودن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ندیدی که چگونه سردم شد و چگونه آه کشیدم خاطرات با تو بودن را ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالت همیشه هست... اما امروز دلم خودت را میخواست نه خیالت را...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .