♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم/ او به ظاهر گشت عاشق ما به معنی سوختیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی ما آمدیم اتفاق ، اتفاق افتاده بود ! حال هرکس به سلیقه خود چیزی می گوید و در تاریکی گم میشود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سراغ مـــن اگر می آیی تنــد و آهســته چه فرقی دارد؟تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــیا ! ... مثل سهراب دگر... جنس تنهایی من چینــی نیست،...که ترک بردارد، مثل آهــــن شده چینی نازک تنهایی مــــن، تـــــو..فقط . . . . . زود بیا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت .... که بر میگردم... و بیخیال عزیزهای مصر ویعقوبهای چشم به راه، چنان به خود میفشارمت ! که هفتادو هفت سال تمام ... باران ببارد و گندم درو کنیم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مینویسم برای تو... دیگران می آیند و میخوانند و میگویند : خوب بود... اما آنها هرگز نمیدانند چه قدر سخت است مخاطب نوشته هایت .......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .