نشد شب که چشمم به فردا نبود - چه فردای دوری که پیدا نبود - ندیدم شبی را که جانم نسوخت - دمی خاطر من شکیبا نبود - چه شبهای تاریک چشمم نخفت...صبح بخیر...
خانه ای خواهم ساخت ، بر درش برگ #گلی میکوبم ، مینویسم با قلم سبز #بهار : خانه دوستی ما #اینجاست.....تا که سهراب نپرسد دیگر ؛ خانه #دوست کجاست...!!! @♥ღ سکوت زندگی♥ღ
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ در لابه لای دفتر سفیدم هزاران شعر منتظر روئیدنند/ شعرهایم که به نام نو ردیف می شوند تمامی ندارد بیت های آن /هر نفسی غزلی است که سروده می شود از عشقتو /تا روئیدن آخرین شعرم ، مطلع تمام شعرهایم تویی ...پس بسم الله.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .