این زمین حفره ای دارد
به عمق خیانت و
چه فاصله ی گل آلودیست
بین آن چه هست و حقیقتی که در چشم هاست...!
حرفم نمی آید
حالم کمی ناخوش است
این من بدرود را به من گفته و رفته است از من...!
من نگران واژه هایم هستم
همگی پاکند ولی
گاهی آلوده صرف می شوند
و جمله به جمله می میرند و سکوت میکنند...!
سکوتی که س آن سوال پیچشان میکند
ولی ت آن تیریست بر همه توضیح دادن ها...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .