♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ای نیمه باز... موسیقی و سیگار... بوی خاک... سرمای هوا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چهار شنبه سوری راه انداخته ایم... ســـرخی تو از من ، زردیِ من از تــــو !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی در اتاقم تنها صدای... تیکتاک ساعت را میشنوم... و سکوت را... آنوقت است که میفهمم... این تو نیستی... خیال توست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای روزگــار . . . از خطـ خطــے هایـم ساده نـگــــــــذر . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دِلـــی را کـِـــه بـِــه تـُــو سـِــپُـردِه اَم ؛ بـِــــه غـَــــم نَـــــســـپـار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.....باز کن پنجره را و به مهتاب بگو:صفحه ذهن کبوتر آبیست ، خواب گل مهتابیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغ مان تبر است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 21 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .