♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید گذر کرد از آنچه ناگزیر است باید با آنچه هراس آور است روبرو شد تنها راه شکست ترس همین است و بس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتاق چوبي... از احساس زندگي خالي ..نه حس گريه ـ گلايه، نه حس خوشحالي...كنار گورستان جاي زندگي خالي!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرهای سیاه ، باران زلال ، مهمان عشق پاک ، زیر درخت گلابی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منم و ساده ترين دل.... تختي ، حبه اي قند ، و ليواني چاي ... قلمي ، كاغذي و تنها يك ياد ... و آنكه هرگز نخواهم بردش از ياد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس که میکشم .. درد میگیرد زنده بودنم.. در هوای تند حسادت..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .