♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کبوتران را دیریست زنبور داران اسیر کرده اند... روی بام خانه ات به دنبال آوازش نباش......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمان مظلومت را ببند... نگاه قشنگت را زندانی کن! اینجا زمین است... جایی که هیچ کس به فکرتو نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرابم... ویرانه ای در قلب بیهودگی... تار های تردید دیدگان امیدم را پوشانده اند... بادهای وحشت فانوس اطمینانم را خاموش کرده است... جا مانده ام... در غوغای این سرزمین مبهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش احساسم در بند غرورم نمیرد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد با چراغ خاموش کار ندارد اگر در رنجی بدان که روشنی ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .