♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچه از من دور شوی سایه ات بزرگ تر می شود... می افتد روی زندگیم... سیاه می شود...روزگارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــــــــــوای ِ مــن ... هــوای ِ قَلَمــــــــی ست که از داغـــی ِ ایـن همــــــــه دَرد آب شـد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وای از روزی که شریک خاطره هات یه شماره خاموش باشه و یه سیگار روشن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد /عاقبت با اشک آه کوه امیدم آه شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افطار مے کنم روزه هایم را با غم هایـے که سیــرم کرده اند از زندگے!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفی تازه تر بگو با من که در کهنگی این روزگار بالا و پایین می روم و ذرات زندگی ام، در لحظه های بی هراس حل می شوند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .