♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگي هاي بعد از ظهر تابستان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آغوش مي گيرد مرا پنجره چون معشوقه اي با موهاي بلوند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زير پل حافظ رفت وآمد مردمي را مي پايم كه حافظ را نمي بينند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دور و برم باش بگو بخند بازي كن برقص كتاب بخوان ناخن هايت را تميز كن هر كاري خواستي بكن فقط دور وبرم باش!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .