♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوووووو اینم یه جور تاکسیه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! اگر عظمت حقّ الناس را در نگاه تو در می یافتیم ، به یقین چنین بی مُحابا بر کشتگاه حقوق مردم نمی تاختیم. نگاه خودت را در همین جهان ، عیان کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیلی به کف آمد.... انگار جشن درد است و شیشه خانه دل بر گونه ها ...... چه بیگاه گرفتند آدمیان ، مهلت را........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به چتري مي انديشم که تو، دسته ي آن را گرفته باشي و من دست تو را...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .