♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردمان روزگار من جام بدست گیرید و شراب تنهایی بنوشید گذشت حافظ و ترک شیرازی و الا یا ایها الساقی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خیالم گنجشک باران خورده ای هستم که هنوز چشمانش از دیدن پرتو آفتاب می خندند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام آرزوها یکی ست، تنها تصویرش یکی نیست ... من آرزو دارم، آرزویم تصویر نداشته باشد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .