چرا خاموش مانده ای چيزی بگو حرفی بزن
بگذار بدانند
بگذار من هم بدانم تو خاموش نبوده ای
حرفی بزن چيزی بگو بگذار بدانم
طنين صدايت هنوز آرامم می کند .....
من ميدانم
واژه ای خواهی گفت بازهم نگاهم خواهی کرد
ديگر بازی بس است...
نمی توانم پيدايت کنم!
پشت تمام فاصله ها را گشتم،
تو نبودی!
من باختم، مثل همیشه
باز هم تو بردی
خودت را نشان بده،
بیا بیرون!
اینبار من قایم می شوم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .