♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﻭﺵ ﺑہ ﮐﺎشیهاے ِ ﺣﻤﻮﻡ ﺧﯿﺮﻩِ ﻣیشے ...! ﻏﺬﺍﺗﻮ ﺳَﺮﺩ مےﺧﻮﺭﯼ... ﺻﺒﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺷﺎﻡ ، ﻧﺎﻫﺎﺭﻭ ﻧﺼﻒِ ﺷﺐ! ﻟﺒﺎﺳﺎﺕ ﺩﯾﮕﻪِ ﺑﻪِ ﺗﻨﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ... ﻫﻤﻪ ﺭﻭ قیچے مے زنے! ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺗﮑﺮﺍﺭے ﮔﻮﺵ مے کنے ﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﻭﻧﻮ ﺣﻔﻆ نمیشے ...! ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮﺍﻻے ﺗﻮ ﻓﮑﺮﺗﻮ میشمُر ے ... ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎﻟﺶ ﺧﯿﺴت ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﺒﺮﻩ!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خطـ خطــے هایَـ ـم ساده نـگــــــــذر . . . تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران من نباش من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده امکه دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم را آشفته نمی کند! حالا یاد گرفته ام... که فراموشی دوای درد همه نیامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اِحســـاسـ مے ڪُنـَــمـ کـَــر و لالــ شـُــבَمـ !! ایــــنـ روزهـــا صـِــבاے ِ اِحســاســاتـــمـُ فَقَـــط صَفحــِهـ ے ِ ڪیبـُـورבَمـ مے شنـَـــــوـِهـ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخم هایی که خوردم هرگز به خاطر حرفهایی نبود که به زبان آوردم . . . به خاطر حرفهایی بود که هرگز برزبان نیاوردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم در آسمان به جستجوی آخرین ستاره ی شب است و می روم به اوج ، کنار او ستاره ای که در سپهر آرزو یگانه تقدیر من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دختر باکره من همین عاشقانه هایی ست که در چشمان دریایی تو نامت را زمزمه خواهد کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم.....او آرام می آید... و می بیند.... و می خواند.... و می رود..... همین کافی است!!!! مگر عاشق از معشوق چه میخواهد؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت به گریه هم امان نمی دهد... کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه حسی دارم این روزا شاید مردم حواسم نیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .