♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا تاریک خانه ای است، بسیار بزرگ خود نیز آن را ساخته ام سلول به سلول از گوشه های دنج تمام کاغذهای خاکستری را به دندان کشیده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــوای ســـجـــاده ام شرجــــیــ ــســـتـــ ــ .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه میکنم... سکوت میکنی... سقوط میکنم....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رد پاي كسي كه ارامشم را از من گرفته بود را دنبال كردم ناگهان به قلبم رسيدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی چه اصرار بیهوده ای ست اثبات دوست داشتنمان به آدم ها! داریم خودمان را خسته می کنیم دائم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجيب حالم از اين زندگی به هم خورده ست هميشه روزنه هايش برايم افسرده ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگار میکشم یعنی نه بی کسم و نه تنها اما گسسته ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قهر که می کنی بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم آنقدر که دست نوشته هایم را توی یخچال پیدا می کنم بشقاب غذای دست نخورده ام را در کتابخانه...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .