♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز فکر می کنم که اشک ماهی هاست که هر سال رودخانه پر آب تر می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب منم و طواف کاشانه ی دوست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سکوت سینه ام دستی دانه ی اندوه می کارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران آسمان اخم کرده بی کبوتر نباش. فردا حتما باران خواهد آمد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خوب است، گاه گاهی دروغ بگویی به دلت و نگذاری که بداند، بی نهایت تنهاست .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم خوش است به رهایی گیسوان بید در دستان وحشی باد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک زمانی، مردی بود اینجا که با صدای بلند فکر می کرد و می توانست حتی از ترک دیوار هم قصه بسازد، حالا اما تمام سلول های خاکستری مرد پر از سکوت شده است.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .