♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمامی کسانی که دوستشون داریم یه غم بزرگ برامون به جا میگذارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــ ــ ــ ــ ــ ن یک شب بارانی میخواهم و شمعی که بگرید برمـــ ــ ــ ــ ــ ن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب چراغی نیست خورشید به خواب رفته یک شهر به خاموشی اینجا فنا رفته فریاد بی فرجام دریای بی توفان انگار عبوری نیست از باغ بی برگی یک سایه تنها تنها به خواب رفته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بین تمام بودن ها ونبودن هایت نیســــــت می شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر گاه دلتنگ می شوم باران می آید و من لبریز نبودنت می شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا سرد است می بافم بر تنم یاد تو را تا خود بیایی شاید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در روز روشن با چشم باز کابوس بی تو بودن را مـــــــــــــــی بینم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سایه ندارم ستاره ای در آسمان نیست.وماه می گرید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من شـــعله ای خاموشم ! همان که روزی می سوزاند تمام وجودت را هرم بوسه هایش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شدم يه آدم ديگه اين آدم جديدو دوست ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را من دوست مي دارم و مي دانم كه مي داني...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورمان با ما نبود که تنهایی شد یاورمان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای آشنایی است صدای این شکستن یعنی باز هم قلبم...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها دارایی من همین کلبه است دردها؛غمها؛شادیها تمام وجود من به اینجا ختم میشود تنهایی ها فریاد می کشند و شادیها خاموش می شوند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .