♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها... میل و رغبتم را چیزی شبیه به مرگ جویده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خَسته شُدمـ ... دیگـــر قایق نمي ـسازمـ ... پُشت دریاها هَر خبري کـه مي ـخواهـــَد باشد باشد ... وَقتي از تو خبري نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حاقظ را گشودم.....گریه کردم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرسـ ـيد: چـ ـرا آسـ ـمان ابـ ـري است ؟ گفتـ ـم: تو نبـ ـودی، بـ ـا او درد دل كـ ـردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـودم را جـایی در این زندگــی گــُم کرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کـــاش هــــمان کودکـــﮯ بودیـــم کهـ حــرفهایشـــ را از نگاهشـــ می تــوان خــواند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی یعنی... ، یه بغض كهنه و یه چشم خیس و یه موزیك لایت و سیگار و یه فنجون قهوه تلخ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کسی میداند: چه غمی در دل تنهای من است به سکوتی که بر لب ها دارم زوزه سرد خزان میخندد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خــدایــا .... بــیا میــخــوام یــه چــیزی در گــوشــت بگــم ! هیچــوقت یکــی از بنــده هــاتو اونقــدر آزمــایــش نکــن کــه ؛ بــود و نــبــودت بــراش یــکی بــشــه ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتے از هَمین راه دور... شاید تو سُکـوت میـان کلاممــ ـ ـ بـاشـے... دیـده نمی شوی! امـــا مـن، تـو را اِحسـاس مـے كنمـ ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .