♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ام بی تو مفت نمی ارزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این که نمیشود سال به سال دریغ از پارسال
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه عبث است ! از کفش های کتانی ات توقع تولد صدای تق تق داشته باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر هر کسی را که سیب بخورد تبعید نمی کنند به هجوم گلوله می برند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تکرار این وهم خسته ام چمدانم را می بندم و فردا را از امتداد این خانه خط می زنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این درد است که به دروازه می کوبد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از هرچه شمال که می گذرم باران از یادم نمی رود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر کسی زنگ خانه را زد دیگر نترس.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .