♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مَن مــُــــرده ام .. بــ ه نَسیــــم خـــــاطره ای
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرزمیــن نگـــــــاهت را... روی کــــدامین گسل بنا کرده ای؟!! که.. اینگونه... شــــــب و روز دلــــــم در حال لرزیدن است...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تَـمــآمـ سَهمــ مَــنـ استـ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این دست بر روی عصا در دست یاری بوده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
“تـو” .. مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودے..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .