♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی هایم تمامی ندارند و من خسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنــارت هستند.. تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.. از پیشــت میروند یک روز.. کدام روز؟ وقتی کســی جایت آمد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتـــی از همــه دنيـــــا ناراحتمــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا با غمها جا مانده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفسهايم عطر تنهايي را ميدهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته شدم بس که از سرما لرزیدم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خروشم را با تو تعریف میکنم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .