♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر سعید عبد ولی :من گریم واس این نیست که بچم باخته. واسه اینه که داره گریه میکنه و من نیستم اشکشو پاک کنم! ما از مسئولین هیچی نمیخایم.فقط نذارن بچم گریه کنه . مادر داغدار میشه اشک بچشو ببینه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باریدن بارانت ، بر دل شوره زار من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینکه گاهی سیگار می گیرد در دست ، یعنی هنوز هم ، نشانی از تو ، در خاطرش هست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .