این همه رفتیم لب رودخونه و دریا یه دختر خوشگل و پولدار توش غرق نشد که من برم نجاتش بدم و تنفس دهان به دهان بهش بدم و با این کارم همه بهم افتخار کنند. شانس نداریم که خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا كي من شانس پيدا ميكنم؟
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پردوست
کنج هردیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه ی پرعشق وصفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه ی دوست کجاست؟
فریدون مشیری
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 19 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .