♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب....پیاده روی حاشیه ی پارک جای خوبی برای گریستن بود ! خلوت و تاریک و سرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام ؛ این دل تنهای مرا خاک کنید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خوام بشم مثل خودت بی خیال ِ بی خیال !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچه همسفر عشق به بن بست رسید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیدی ؟ تو هم آرزوی نبودنم رو کردی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنـــده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهـــی نگاه می کرد و می گفت سقـف قفست خراب شده چرا پــرواز نمی کنی...!؟؟خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي من خسته مي شم و گاهي اون....همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفیق نارفیق من! تو رفتی و ندانستی از این بیداد بیگاهت چه سان چون بید می لرزم! چه سان برسوگ احساسم شبی صد شمع می بندم! دلم هرگز نمی پنداشت تو هم چون دیگران باشی تو هم چون بیوفا مردم رفیق نیمه راه عمر من باشی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روم به دنبال سرنوشت تا بدانجا که خالق عشق مرا با خود همراه کند,به امید آنروز که عمر عشق عاشقان واقعی ابدی و جاودان باشد. خدایا دلتنگ شده ام به اندازه آسمانت...دیروز آرزو داشتم که دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد ولی امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد باز من زندگی خواهم کرد چون تو میخواهی. یا حق
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 14 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .