♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیب سرخی را به من بخشید و رفت ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بي حرمتي ست پا نزدن بر بساط عقل وقتي که عشق اين همه اصرار مي کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سمت چشمان تو را حفظند واژه هایی که در چراغ خاموش اتاق هم راه می روند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام مردم شهر را دوست دارم.... زیرا که نمیشناسمشان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دگر میان تنهایی هایم کسی را نخواهم دید تنها خواهم رفت همان گونه که تنها امدم طعم دلتنگی های مرا گاه فقد شمع دانیهایم میدانند دگر طعم چیزی را نخواهم چشید فقد میخواهم برقصم تا ابد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستم نداری میدانم از روی ترحم مانده ای این حس را از چشمانت میخوانم برو... من تو را با گدایی نمیخواهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتــش بــاشــي بــراي تــو هيــزم مــيشــوم! دريــا بــروي، پــارو! تــو هميــشه درســت پنــداشتــه اي!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم را نمیتوانند بخوانند دستهای من شعر منتشر نشدهی توست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دَر کـافه ای خَلوَت فنجانـی قَـهوه ... سیگـار ... کتـاب ِفُـروغ ... تـَلخی ِ ایـن زنـدگی را سَر مـی کشم خاطـرات را دود مـی کـُنم و به ایـن می اندیـشَم فـُروغ چـه راست می گـُفت اگر عشـق عـ/شـ/ق باشَد زَمـانْ حـرف ِ اَحمَـقانه ای اَسـت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طوفانی شدنت را دوست دارم چون تار و پود وجودم را به هر کجا که می خواهی می بری.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .