♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز....... خاطراتت را سوزاندم اما بوی خوش هیزمش بی قرارم کرد اتفاق تازه ای نیست !!! دوباره دلتنگت شدم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره جمعمان جمع است من و دل و ماه ... دیگر می توانیم آنقدر بیدار بمانیم تا تو بیایی ... کلید را دم پله ی اول زیر همان گلدان سفال همیشگی گذاشته ام رویایت اگر آمد پشت در نمی ماند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آزمون زندگی ما پر از قلاب هائیست که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند! حسد ، کینه ، خشم ، لذت ، غرور ، انزجار ، انتقام ، ترس ، من اسیر کدامین طعمه خواهم شد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخاطر خوبیها از خیلی خوشیها باید گذشت . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدرزيباست در خويشتن گريستن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورت گر بشود یا نشود حرفی نیست... امــــا... نفسم می گیــرد... در هوایـی که نفس هـای تـو نیست..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .