♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر که نمیگردم ، هیــــــــــــــچ ! عطـــر تنـــــم را هـــم از کـوچــــه هـای پشـــت سرم جمـــع می کنــم که لــــم ندهـــی روی مبــــل های "راحتــــی" با خــاطـــــــره هایـم قـــدم بـــزنی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردمه .......مثل یک سیب......در یخچال....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هر جا که دلت می خواهد سفر عشق برو... من به یاد دل پر احساست خانه ای خواهم ساخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش نقشه سرزمینم به جای گربه شبیه سگ بود! تا مردمش به جای این همه خیانت با وفا بودند!!!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرمـ و سرد می شود... آبـ می شود...تنگـ می شود...دل...... این که عشقـ نیست ...هستـ ؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم هر يكشنبه’ باراني براي خريد روزنامه به دكهء خيابان خاطره مي روم شايد تو آنجا باشي و از من براي تلفن هاي نزده ات سكه اي بخواهي و اين شروع دوباره’ ما باشد و پايان دلتنگي دستهايم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. ...... وحشت کردم از هیاهوی رنگها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای دنیا شکوه دارم از تو که عمرم را پوچ فنا کردی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی شاعر تکیده ییلاق می کنی قافیه هایم تنگ امده مرداد را بگیر و بیا فصلِ انگور نیامده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب اي دل عاشق توهم حوصله داري...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نترس از هجوم حضورم چیزی با من نیست تاریک تاریکم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کو آن شراب تلخ که دیوانه ام کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حضور سرد ماه هذیان های گاه به گاه تا دم سپیده فردا خالی تورا تکرار می کنند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .