♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای سرنوشت ما ادمیم... به سر نوشت بگویید اسباب بازی هایت بی جان نیستند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق تو بودن واسم افتخاره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از انسانها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگین اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می آیند می روند ... انگار تنها غم ته نشین می شود در دلِ بی جنب و جوشِ من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها نفسم میگیرد به همه گفته ام این ذرات لعنتی در هوا راه تنفسم را بسته است گفته ام دود سیگارهمسایه نفسم راتنگ می کند گفته ام به نفس کشیدن در هوای آلوده آلرژی دارم گفته ام.... اما به خودم که دروغ نمی گویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشی سوزاندهام وین تنهایی آتش پرست.... هر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .