♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عبور ستاره ی نگاهت تب را به جانم ریخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک مرد اینجا کنار تو ایستاده است در عکسی قدیمی که دست نخورده مانده است تو شکل عجیبی گرفته ای و اخم کرده ای ولی مرد لبخند زده، چقدر ساده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت گره ای کور تاب میخورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز معنای باران را نفهمیده بودم که بر آسمان دلم باریدی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟... مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی؟؟؟ از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرســید: چــرا آسـمان ابــری است ؟ گفتـم: تو نبــودی، بــا او درد دل كــردم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط یکــ پیکــ از شرابــ نگاهتــ خوردمـــ چند ســاله بودند این چشمانت ؟!! عمری گذشتـــ و هنوز وقتی به تو فکـــرمی کنمـــ تلو تلو می خورم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دلی پر تپش را توان دید دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیابان بوی سکوت تورا می دهد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از تمامی آینه ها مهربان تری باران، چگونه وصف کند شرح حال تورا!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .