♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اونقدر اوج ميگيرم وقتيكه : نفسم ، زندگيم ، جونم ، ، صدام ميكني ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غصههايتـــــ را از تو ميخرم به قيمتـــــــ ؛ بوســههايي كه آرامتــــــــ كــنند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ؛ عاشقم كردي به شب مينايي ؛ بر فلكي نوراني ؛ به گلهاي شكفته مهتابي و عاشقم كردي به وجـــود نازنينتـــــ ؟ تمامـــ عاشقانههاي مني ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستم ستاره ها فراموشم کنند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نه بارانی است و نه ابری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب پشت پنجره ها آهسته نجوا مي كند :
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها که بی بهانه به شکست میرسم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .