♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا... بیا و مرا نوازش کن من به دست هایت عادت کرده ام و گیسوانم به نسیم نفس های تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر از گونه هام مي ريزد زير ِ هر چتر ، زير ِ هر باران شعر ، از دست دادن ِ عشق است بعد ِ از دست دادن ِ ايمان ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه من خیلی بدم حرفی نیست / تو به اندازه کافی خوبی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق فقط خاطره اش باقی ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شمع آموختم ، ایستاده بمیرم ، آهسته بمیرم ، به پای دوست بمیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق نه زمین می خواهد نه زمینه هنوز هم نیامدنت را نشنیده می گیرم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پر شده ام از تاریکی همچون خانه ای که پنجره های اتاق آن یک به یک بسته می شوند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سوگت ای چراغ خانه ی دل /چو کولی می روم منزل به منزل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"آینده"ممکن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را دریاب
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مالامال از سکوت می شود دنیای اطرافم؛ تو را که نفس نکشم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمین خالی شده از عشق ، یا من چشم و دلم سیره؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو فکر کن با کسی هستم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یلدا یعنی ...... یک نفس بیشتر تو را داشتن.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .