♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
محض تمام شب زدگان گره های کور نگاه مرا به خوابی باز کن... من از زمستان می آیم پرنده های کوچ بر تن حصیری ام لانه کرده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخت است که قبله گاه دلی باشی.....در قاصله ها......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزها، ما تشنه ی نوشيدن عشقيم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کار سکوت و ولوله بالا گرفته است از بس که چشم به راه گرفته ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو ....یاکریم ها شمعدانی ات را دوره کرده اند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفته اند شاخه ها سایه هاشان مانده اند در درون من.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دل تنگم تنهایی را در آغوش می گیرم و بی صدا می گریم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـه کسـي نگويـي . . . ميخـواهـم خـورشيـد را سـر به نيسـت کنـم . . . شايـد روزهـا هـم پيشـم بيـايـي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمعها خاموش امواج شبيه نام تو ......مواج ميان اين كومه ها ي خاكستري- آري جايي هست كه نمي شناسم جايي که سلولهايم ثانيه ها را تير مي كشد جايي كه آشتي كنان سياهي با رنگهاست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرواز کن غربت پروا نه ها انتها ندارد.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .