♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفــــس هایم هوس بند آمدن دارند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرمت نگه دار که این اشک ها خون بهای عمر رفته من است سرگذشت کسی که هیچ کس نبود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام زندگیم را سرشار کرده ای
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهنی خسته که قلم به دست می گیرد و نمی داند چه طور و از کجا بنویسد.فقط اشتیاق دارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوره ای ست که همه حتی در نهایت حیرت تو دوست داشتن را با خط کش هاشان سانت می زنند تا مبادا یک جایی ......…یک چیزی کم باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر در جاهای تنگ اتفاق می افتد مثل آغوشت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها حواسم هست،سعی می کنم خوب لبخند بزنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس نمی تواند پی ببرد. هیچکس باور نخواد کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه عاشقت در زرفای مه آلود پنجره برجای مانده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف ها همیشه حرف نیستند، گاهی می شوند پُتک.. و بعد حال من می شود.. شبیهه حال گوسفند چرانی که گوسفند هایش مرده..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"سوال های من هنوز هم بی جواب در مغزم جولان می دهند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"سکوت میکنم..حرف هایم را میان خاطرات دفن می کنم...من که رفتم نبش قبر را شروع کن.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .