♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببین... دیرزمانی بود در چشمانم چشمه ای جاری بود... نامش زلال اشک شور بود ولی دلم را شفا می داد... دیریست خشکیده... این روزها خون می بارد از چشمم مراببین. چیزی از تو نخواستم. فقط مرا ببین همین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهنمی بدتر از آن نيست كه مدام به ياد بياوری مدام بوسه ای را كه اتفاق نيفتاده است... «ریچارد براتیگان»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا بسوزان با شعله ی آتش راحت تر است سوختن در آتش بسیار آسان تر است از سوختن در غم بانو......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همه چیزم سکوت شده..سکوت و سه تا نقطه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشت زمان من را هم خاطره کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به گمانم اين روزها، ســـــكــــــــوتـــــــــ معناي دقيق حرفهايم باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .