♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این جا اُتاقم از عُمق می گِرید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آینه ...بهترین دوستمِ؛ ....چون وقتی گریه میکنم، نمی خنده !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از این همه نا اهلی اگر اهلی چشمانت شوم که عجیب نیست عجیب این همه تنهایی ست پس از اهلی شدن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم، میان نجواهای شبانه مادرم جا مانده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عمق تاریک صحنه پیدایم کن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین پک سنگین را که بر گونه های سیگار میزنی بر من نازل میشود الذی یوسوس فی صدورک....! اما من بر گونه های چه کسی بوسه زنم تا تو علیم بذات الصدری شوی...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر از این عالمِ نامردمی ها خسته ام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب عجب هوایی شده شمال نگرانشــ میشوم دلتنگشـــ میشومـــ
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .