♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا نه نگاهی ست که صدایم کند نه صدایی ست که برگردد، نگاهم کند! همه چیز در نور مدفون است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرید دیشب چشم هایت توی جیبم خیس شد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارانی ام را برای تو پوشیده ام "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ميان دو جناغ سینه ام حالی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مراسم ترحیم مرگ من است شاید..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنهونی می ریزم...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنها که تنهایی را از چشمهای آواره ی مردم به دست می آورند شب ها به درد های بزرگتری مبتلا می شوند و حواشی لخت اطاق را ترجیح می دهند خدا به داد کسی برسد که می خواهد گریه کند ولی چیزی به یاد نمی آورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خون گشت دلم بده شراب ای ساقی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسم ....تو... آبی می شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه فرق می کند یک نخ سیگار باشم یا یک ایالت بزرگ در آمریکا در هر صورت زیر پاشنه کفش های تو لِه می شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب از نیمه گذشته و کسی به سلامم پاسخی نداده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر پاشویه ام می کند تب دارم و هذیانهایم آوازی است که یک زندانی برای آزادی خوانده باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی یک آدم است که وقتی آواز می خواند چیزی نمی شنود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .