♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برو ..................بی معرفت.....یادم نمی ره با دلم چه کردی........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این هم از یک عمر مستی کردنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می تابد ، آفتاب مهربانی ات بر اشکهای بی قراری ام... رنگین کمان پر می کند تمام دلتنگی هایم را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ي رقيبـــ ــ ـ, چقدر سرد است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و قفس خالی، در سکوت، به هم نگاه می کنیم و منتظریم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر سعید عبد ولی :من گریم واس این نیست که بچم باخته. واسه اینه که داره گریه میکنه و من نیستم اشکشو پاک کنم! ما از مسئولین هیچی نمیخایم.فقط نذارن بچم گریه کنه . مادر داغدار میشه اشک بچشو ببینه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی " تو" شعر تمام می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در چشمانت "دنیا"یم را دیدم دلبر من دیوانه یار مراقب نگاهت باش چشمانت شاعرم می کنند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی آدم خیلی دلش میگیره سیگار میکشه گریه میکنه گوشه گیر میشه اما صداش در نمیاااااد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصویرم میلرزد ... گنگ میشود ... چشمانم را می بندم ... آینه تنها میشود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماییم و شب و جای سیگاری عشق بازی ما نیست در هیچیک نگاری...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .