♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات نه سر دارند ونه ته ... بی هوا می ایند تا خفه ات کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتن تو ممکن نیست وقتی امکان بودنت را از دلم می گیری پس دیگر به من نگو دعا کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادمان باشد که با یک نگاه ممکن است...... بشکند دلهای نازک
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم برگردم به روزهای کودکی ... آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود ... عشــق ، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد ... بالاترین نــقطه ى زمین ، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر خودم بودند ... تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند ... تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازی هایم بـود ... و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه هایم را از پوست شفاف تو می گیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تـــــــمام مــــن ســـــــــوخــــت در تـــــب یـــــــــادت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لرزش لب هایم را می بینی؟ از بغض نیست از درد است درد حرفهایی که ناگفته ماند و تو رفتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرن هاست به خاک دریا می افتم! دریایی که در رگِ نامحرمان جاری ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برگرد و ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب است و دریائی و من با سهمی از تنهائی و عشق در ضیافت هزار ماهی خفته با هزار حنجره سکوت آه دریا تنهائی مرا به خاطر بسپار ای شب بغض مرا ببار؟؟؟!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .