♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد/ که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امکان رستگاری من گر نبوده است/ بیهوده آزموده مرا بار ها خدا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شــرط مســتــی را تو مــی دانــی،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس میکنم باید کارگردان می شدم ! هرکسی به من میرسد بازیگر است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالیم....عجــــــــــــــــیـــــــــــب!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک شو مرا بامن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس به درختی یخ زده تکیه نمی کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازی قایم باشک بهانه ی رفتنت بود هنوز هم برای هرکه چشم میگذارم باز هم... به دنبال تو میگردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریــــــــــــب ِ واژه هـــــآ رآ نخـــــــــــور وقــــــتی اولین حرف حروف الفــــــــبـــآ کلـــــــــآه ســَـــرَش رفـــــت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقــــصیر خود توستــــــــــ گفته بودم بوســـــــه ... بوســــــه می آورد گوش نکردی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی فکر می کنم هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم اما دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند انگار این قلم جز با حضور نام تو فرمان نمی برد ....لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .