♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تنها نیستم" فقط منتظرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر وسوسه در چشم انتخاب من است که بر صداقت آيينه نيز شک دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای ما پر از دست هایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقابها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه معصومانه بر درگاه ایزد منان مطلبمت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وصیت می کنم ؛ بند کفنَم را باز بگذارید! که وقت آمدنَش در آغوش بگیرمَش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ....زیر پای بوته ها جان می دهم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر فلاکت خود چیست؟ تمام عمرم... طبلی بود که در زیر گلیم کوبیدم . افسوس !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور دارم از انحنای این دستان خالی روزی ماه طلوع خواهد کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ قطره ای ستاره ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حوض نقاشی را گم کرده ام تا گنجشکک دل را در آن غرق سازم شاید بیایی و نجاتم دهی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت سایه ی مهربانی را با تیر می زند لحظه هایی که با من غریبه ای! *********************** من غمگینم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمعدانی های روی راه پله دارند آواز می خوانند من سرخوشم از یک حس خوب...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .