♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمان گذشت از کنار من و من فقط نگاه کردمش، چه سود؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سبز تر از سرو خانه مان سرمان كه سايه ي تنمان است، به زودي زود بريده مي شود به بهانه اي نه بهايي!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم گلم بزن زخمت را بر دلم نترس که صبر من، ایوب است!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو سنگ باش بانو و من، شیشه ای که می شکند اما نمی شکند دلی را با تمام وجودش، دوستت دارد..... هرگز!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه می کند ما را سکوت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می گیرد مرا مدام برق لبت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پروانه می شوم وقتی تو گل باشی.....بانو....!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خورشید باش من مشتری می شوم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کور می شوم وقتی می بینمت بانو!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه تمام شد و من هنوز بیدارم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش زمین گردو بود و ما مغزهایی قوی گران و خوشمزه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر نمی کنم بچه هایمان راحت آدم شوند، میان این همه... خرس و شیر و گاو و اژدها و پلنگ!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیچاره تر از خودم عقاب خام خیالم که با هزار امید و عشق و آرزو در آسمان سرد نگاهت بیهوده پر زد و پیر شد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانم میماند داغت بر دلم، میدانی میمانم بس که عاشقم!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .