♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاس و نرگسم خشکید بس که خون دل خوردم ...بانو !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخم ولی صبور چون موج و آینه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه زود عادتمان شد بیچاره گی!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بجای هوا... هوس... نفس نکش ...دلم ...گلم،.... بانو!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت مدام دلم را درد می آورد،...... بانو!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام ناتمام قصه هایمان.... فدای غصه هایمان شد....... ای دریغ!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دِل گـيجـِــه گـِــرفتــه امــ ؛ دَر صِفــــر مُطلـــق
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشـق را در کجای دلم ..... پنهان کـرده ای که : هیچ دستی به آن نمیرسد !!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پــرنده، لب تنگ ماهی نشسته بود و به مــاهی نگاه می کرد گفت:
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر زیباست غریبه ای آشنایت شود که از قبل، رویای با او بودن را در سر می پروراندی…..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آینده آن نیست که از راه می رسد ، انتخابی است که اکنون میکنیم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز منتظر،پشت پنجره بسته.........به انتظار نشسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امـروز دلم سـراغ تـــو را گرفـت گفتم، ببین گـوشه ی آسمان مــــــــاه را... چــــه تـــنـــهـــاســـت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام تر بگو دوستت دارم هایت را بیا نزدیک تر... میخواهـــــــــم..... صدآیـ گرم نفسهایتـ دیـــــــــــوآنـــــــــــه امـ کنـــــــــد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .